داستان

ضرب المثل خداوند شري دهد كه خير ما در آن باشد

خداوند شری بدهد که خیر ما در آن باشد داستان ضرب المثل: روزگاری، مردی پرهیزگاری در شهری زندگی می کرد. شبی از شب ها مرد برای سر زدن به حیواناتشان به سوی طویله رفت و دید که گاوش مرده است. بیشتر بخوانید...

توسط ویرایستار، قبل
داستان

داستان زیبا و شنیدنی خیاط دزد

قصه‌گويي در شب، نيرنگهاي خياطان را نقل مي‌كرد كه چگونه از پارچه‌هاي مردم مي‌دزدند. عدة زيادي دور او جمع شده بودند و با جان و دل گوش مي‌دادند. نقال از پارچه دزدي بيرحمانة خياطان مي‌گفت. در اين زمان تركي از بیشتر بخوانید...

توسط ویرایستار، قبل
داستان

داستان زيبا و خواندني پر زيبا دشمن طاووس

طاووسي در دشت پرهاي خود را مي‌كند و دور مي‌ريخت. دانشمندي از آنجا مي‌گذشت، از طاووس پرسيد : چرا پرهاي زيبايت را مي‌كني؟ چگونه دلت مي‌آيد كه اين لباس زيبا را بكني و به ميان خاك و گل بيندازي؟ پرهاي بیشتر بخوانید...

توسط ویرایستار، قبل
داستان

داستان زيبا و شنيدني كار خوبه اگر خدا درست كنه

آدم بعضی وقتها تو یه مسئله به یه جایی میرسه که دیگه کاری از دست هیچکسی برنمیاد.، یعنی همه کسانی که توی ته ذهنت هم روشون حساب کرده بودی کاری از دستشون بر نمیاد و آدم میشه مثل یه پرکاه بیشتر بخوانید...

توسط ویرایستار، قبل
داستان

داستان زیبای من چقدر ثروتمندم

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند. هردو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند.   پسرک پرسید:«ببخشین خانم! شما کاغذ باطله دارین»   کاغذ باطله بیشتر بخوانید...

توسط ویرایستار، قبل

تمامی حقوق این وبسایت محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع میباشد.

برگرفته از وب سایت بمانتا