داستان

داستان کوتاه کارمند و اشتباه دوباره اش

کارمندی به دفتر رئیس خود می‌رود و می‌گوید: «معنی این چیست؟ شما ۲۰۰ دلار کمتر از چیزی که توافق کرده بودیم به من پرداخت کردید.» رئیس پاسخ می دهد:   «خودم می‌دانم، اما ماه گذشته که ۲۰۰ دلار بیشتر به تو   پرداخت کردم هیچ نکردی.»   کارمند با حاضر بیشتر بخوانید...

توسط ویرایستار، قبل
داستان

داستان کوتاه خوشبخترین آدم

  پادشاهی پس از اینكه بیمار شد گفت:  «نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند»   تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند  تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.   تنها یکی از مردان دانا بیشتر بخوانید...

توسط ویرایستار، قبل
داستان

داستان کوتاه کدام گوری بودی؟

  مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت: اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پایش   مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دور و برش را نگاه كرد اما بیشتر بخوانید...

توسط ویرایستار، قبل

تمامی حقوق این وبسایت محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع میباشد.

برگرفته از وب سایت بمانتا