داستان

داستان زيبا و خواندني قاطر گرانبها

روزی روزگاری در زمان های کهن مرد کشاورزی بود که یک زن نق نقو و اعصاب خورد کن داشت که از صبح تا نصف شب در مورد هر چیزی که به ذهنش می رسید شکایت می کرد تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه مشغول بیشتر بخوانید...

توسط ویرایستار، قبل

تمامی حقوق این وبسایت محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع میباشد.

برگرفته از وب سایت بمانتا