خلاصه داستان لیلی و مجنون

داستان ليلي و مجنون

خلاصه داستان لیلی و مجنون بی شک بارها نام لیلی مجنون را شنیده ومی خواهید بدانید داستان دلدادگی این دو چیست که اینقدر بر سر زبان هاست وحتی ضرب المثل کوی وبرزن شده است . می خواهم خیلی خلاصه داستان را بیان کنم هر چند شما دوستان عزیز استاد مایید …

ادامه نوشته »

ماجرای صحبت حضرت سليمان و مورچه

ماجرای صحبت حضرت سليمان و مورچه

ماجرای صحبت حضرت سليمان و مورچه حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای …

ادامه نوشته »

داستان زيباي نامه پیرزن به خدا

حكايت پيرزن و خدا

داستان زيبا و خواندني نامه پیرزن به خدا   یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزاننوشته شده بود نامه‌ای به خدا !   با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده …

ادامه نوشته »

داستان های زيباي ملا نصرالدین

داستان های زيباي ملا نصرالدین

داستان های زيباي ملا نصرالدین داستان خویشاوند الاغ   روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد, شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟   ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر …

ادامه نوشته »

داستان زيباي خوشبخت ترین آدم !

داستان خوشبخت ترین آدم !

داستان خوشبخت ترین آدم ! پادشاهی پس از اینكه بیمار شد گفت:  «نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند»   تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند  تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.   تنها …

ادامه نوشته »

داستان زيباي دختر سی دی فروش

دختر سي دي فروش

داستان دختر سی دی فروش پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت.   هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون…   بعد از …

ادامه نوشته »

داستان زيباي کدام گوري بودي؟

کدام گوري بودي؟

داستان خواندني و شنيدني کدام گوري بودي؟ مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت: اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پایش   مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دور …

ادامه نوشته »

داستان خواندني و جالب سنجش

حكايت جالب سنجش

داستان خواندني و  جالب سنجش پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسدو شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.   پسرک پرسید: «خانم، …

ادامه نوشته »

داستان زيباي درویشی که پادشاه شد

داستان درویشی که سلطان شد

داستان درویشی که سلطان شد یکی از پادشاهان عمرش به سر آمد و دار فانی را بدرود گفت و به سوی عالم باقی شتافت چون وارث و جانشینی نداشت وصیت کرد.بامداد نخستین روز پس از مرگش اولین کسی که از دروازه ی شهر در آید تاج شاهی را بر سر …

ادامه نوشته »

داستان کوتاه و عبرت آموز درباره ناامیدی

داستان زیبا و خواندنی درباره آهنگر ناامید

داستان عبرت آموز درباره ناامیدی نا امیدی یکی از بدترین اتفاقات در زندگی هر فردی است. وقتی انسانی در اثر هر اتفاقی امید خود را از دست بدهد گویی تمام زندگی اش را از دست داده است و انگیزه ای برای ادامه راه نخواهد داشت. در تاریخ بسیار مواردی داشتیم …

ادامه نوشته »